صفحه اول
فریشته های پلنگ خانوم
 

 

 

منظومه ی یک دونه کون کن

یکی کون کنی بود اندر جهان
که اون هی می گذاشتش تو کون یکی
هم که اون آشکار
هم که گاهی بازم در نهان

یه وختی برفت اون یه جایی خودش مدتی
که کونی زیاد بود اون جا که بودش
به انواع و اشکال و هر حدّتی

 

همی بود یک چند با کونیان
به کیرش یه عالم بازم بیش ترم
لیس کشیدند
با کون و هم تازه باز با زبان

 

قضا را یکی کونی ی کون کنی
می ذاشت اون خودش گاهی وقتا
شبی
توی کونی که زیرش تازه اون بازم داشت دوتا گُنی

 

شبی از شبا نوبت کون کن ِ ما رسید
به کونش یواشی فرو کرد
- وختی که اون خواب بودش-

تا که کیرش به عمق ِ عمیق ِ ثریا رسید


همانا چنین شد که کشفید -اون کُن کن ِ قبلی ی ما- که لذت به کون دادن است
چراچونکه تا کیر به کونش فرو رفت دیدش
که اون لذتش وای خدایا
چه قد بیش ترم تا بگی عین جون دادن است

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

E-Mail: info@palangkhanoom.net
This is Palangkhanoom`s non-commercial site